بایگانی برچسب ها: داستان طنز کوتاه

داستان یک گلابی در کامیون گلابی + داستان طنز

داستان یک گلابی در کامیون گلابی + داستان طنز

داستان یک گلابی یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز ، یکی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده ، بر می‌گرده به کامیون نگاه می‌کنه و میگه : گلابی‌ها ، گلابی‌ها ! گلابی‌ها میگن : گلابی ، گلابی! کامیون دورتر می شه ، صداشون ضعیف‌تر می شه . گلابی میگه : گلابی‌ها ، گلابی‌ها ! گلابی‌ها می گن : گلابی ، گلابی! باز کامیون دورتر میشه ، گلابی میگه : گلابی‌ها ، گلابی‌ها! اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه ! ...

ادامه مطلب

داستان جالب و خواندنی شهر زیبای دزدها

داستان جالب و خواندنی شهر زیبای دزدها

شهر زیبای دزدها شب‌ها پس از صرف شام ، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه ! حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!! به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید… داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین من...

ادامه مطلب