شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
خانه » سرگرمي » حکایت و داستان های خواندنی » داستان یک گلابی در کامیون گلابی + داستان طنز

اطلاعیه سایت

7492210797

داستان یک گلابی در کامیون گلابی + داستان طنز

داستان یک گلابی در کامیون گلابی + داستان طنز

داستان یک گلابی

یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز ، یکی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده ، بر می‌گرده به کامیون نگاه می‌کنه و میگه :

گلابی‌ها ، گلابی‌ها !

گلابی‌ها میگن : گلابی ، گلابی!

کامیون دورتر می شه ،

صداشون ضعیف‌تر می شه .

گلابی میگه : گلابی‌ها ، گلابی‌ها !

گلابی‌ها می گن : گلابی ، گلابی!

باز کامیون دورتر میشه ، گلابی میگه : گلابی‌ها ، گلابی‌ها!

اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه ! گلابی‌ ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی ، اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده !

گلابی یه نفر رو پیدا می‌کنه که موبایل دولتی داشته ، زنگ می‌زنه به راننده و می گه : گوشی رو بده به گلابی‌ها ، وقتی که گلابی‌ها گوشی رو می گیرن ، گلابی میگه : گلابی‌ها ، گلابی ها!

گلابی ها می گن: گلابی ، گلابی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون شور و اشتیاقت تو حلقم ،

واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه ؟!؟!؟!؟!؟

 

مطالب مرتبط با این موضوع :

مردی که در حمام زنانه کار می کرد

داستان شهر زیبای دزدها

داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد

اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۷ نظر ثبت شده است.

  1. وااااااااااای ترکیدم از خنده ، خیلی خوب بود ، میسی

  2. گلابی ها گلابی وقتی خوندم دلم شاد شد مرسی ازین لطفتون ولی تاسفانه منم نویسندم و این جور داستان ها ک تهش میگه ای جونم بازم دوستداری ارامه داشت دلم میگیره با این کلمه

  3. الان چی شده؟
    اگه توهین بود بدون گلابی خودتی.

  4. اگه وقت کردی ادامه شو هم بنویس میخوام بدونم آخرش چی میشه

  5. خخخخخخخخخخ عالی بود مرررررسی

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز